تبلیغات
کوچـــری - کوچری شناسی - بخش دوازدهم احمدرضا ریاضت

کوچری شناسی - بخش دوازدهم احمدرضا ریاضت

نویسنده :مجید ریاضت
تاریخ:چهارشنبه 15 آذر 1396-10:38 بعد از ظهر

ریاضت احمدرضا:
خاطراتی از جنس کوچری.
قسمت دوازدهم
همیاریهای کوچری .
از جمله کارهای دیگری که درکوچری  بصورت دسته جمعی انجام می شد عبارت بود از:
۲-مرد جوق روبی .
 هربار که جویهای بند بالا وبند پایین کثیف می شد،وچند نفر این موضوع را تایید می کردند، به جارچی اعلام می کردند که امروز که اذان مغرب را خواندی برای فردا اعلام کنید مردجوق است ومعمولا این کار توسط مرحوم مشهدی سیف اله لیاقت صورت می گرفت (یادش گرامی)
مردجوق کوچری بدو قسمت تقسیم می شد :
۱-مرد جوق دشت که معروف بود به مردجوق ۳۲ نفره .که چون رشن کوچری هشت روزه بود وهرشبانه روز از چهارطاق تشکیل شده بود.هشت ضربدرچهار می شد سی ودونفر ،بنابراین لازم بود از هر طاقی یک نفر به مرد جوق اعزام شود .
نحوه کارشان بدینصورت بود که ابتدا می گفتند آب را هرز کنید که داخل جوی آب نباشد.و معمولا از ولگو کمری (سرباغها)یا از پاسرداب یا از سراسیل  یا از درباغچه شروع می کردند  
ابتدایکی از افراد با چوبی که دردست داشت  به عنوان پیمانه ،به اندازه چهارتا چوب ،می پیمود واعلام‌می کرد که اول رشنی ها بروند داخل جوی وبعد برای دوم رشن هم همینطور تا هشتم رشن می پیمودطوریکه هر۳۲ نفر مشغول کار می شدند والبته توسط همین آقایی که جوی پیموده می شد، نظارت بر حسن انجام کار جوی روبی هم انجام می شد وهررشنی که سهم خودش را تمیز می کرد ،از جوی بیرون می آمدند ومنتظر پیمودن سهم جدید می شدند واین پیمایش وتمیز کردن جوی ادامه داشت تا ظهر که وقت ناهاری بود قبل از ظهر دوتا از جوان ترها را می فرستادند بساط چایی را روبراه کنند که زمانی ظهر که شد چای درست باشد ومشغول ناهار شوند وبعدازصرف ناهار وخواندن نماز  بلافاصله کار را شروع می کردند ومعمولا تا ساعت پنج یا شش بعداز ظهر همه جویهارا تمیز می کردندوسربند قنات پایین وقنات بالا هم می رفتند اگر نیاز به مرمت داشت آنرا هم انجام می دادندوحتی گاهی اوقات یک مقدار داخل قنات هم وارد می شدند وکمی لایروبی می کردند.لازم به ذکر است هرکسی که خر داشت باخودش خرش را هم می آورد که ازاین طریق هم وسایلش را داخل خورجین می گذاشت هم خرش با خوردن علفهای دوروبر خودش را سیر می کرد وهم بعداز خاتمه کار سوار آن می شد وبه خانه بر می گشت .ویک نکته ای را در اینجا اشاره کنم که کسانی که حقابه زیادی داشتند معمولا درهر مردجوقی باید حاضر می شدند.ازجمله کسانی که بصورت دائم در مردجوقها حضور داشت ،خدا رحمتش کند مشهدی صفرعلی قهاری که چون نجاری هم می کرد معروف به اوسا تق تق  بود ایشان خیلی خوش سخن بود دایم چند نفر دورش جمع می شدند وبرایشان می گفت ومی خندید ما با‌‌ ایشان شوخی می کردیم می گفتیم دایی صفرعلی توخودت که کار نمی کنی هیچ .چند نفر دیگر را هم نمی گذاری کار بکنند شما بیا وبرو خونه اینطوری کار بهتر پیش می رود .
ضمنا قصد دارم درآینده، گزارشی از سهم آب افراد دراین هشت شبانه روز را تهیه وخدمتتان ارائه بدهم.
دوم مرد جوق یتیم آقا بود که  هرکس درآن مسیر زمین داشت برای مردجوق حاضر می شد. وکار هم مثل کار مرد جوق دشت انجام می شد بااین تفاوت که ابتدا از جاهایی که اکثریت زمین داشتند ،شروع می کردند مثلا از خشکرود به سمت جوق آسیاب وتا سربند ومعمولا وقتی سیل به راه می افتاد دهانه خشکرود هم خراب می شدونیاز به ترمیم داشت .  بعداز اتمام این قسمت های عمده ،افراد می آمدند درمسیر زمین خودشان جویهای فرعی را هم تمیز می کردندوسخت ترین جاهای جوی یتیم آقا از آسیاب تا سربند بود چون همیشه آب زیادی داخل آن جمع بود(اصطلاح قدیمی می گفتند پندومه) وما بچه ها وحشت داشتیم که داخل آن برویم. وباز یک نکته  دیگر اضافه کنم. از جمله کسانی که در مرد جوقهای یتیم آقا حضور داشت مشهدی علی نوبخت بود .ایشان هم فردی بذله گو وخوش سخن بود طوری که همه را به وجد می آورد یعنی بهر کس نگاه می کرد فی البداهه یه چیزی به  او می گفت  .ایشان هم مدتی است دربستر بیماری است از همین جا برایشان از خداوند بزرگ درخواست سلامتی دارم .
ماخذ:ذهنیات احمدرضا
خردادماه ۱۳۹۶


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
chocolate
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 04:50 بعد از ظهر
You really make it seem so easy with your presentation but I find this topic
to be actually something that I think I would never understand.
It seems too complex and extremely broad for me. I'm looking forward
for your next post, I'll try to get the hang of it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر