تبلیغات
کوچـــری - کوچری شناسی - بخش نهم احمدرضا ریاضت

کوچری شناسی - بخش نهم احمدرضا ریاضت

نویسنده :مجید ریاضت
تاریخ:شنبه 30 اردیبهشت 1396-08:38 بعد از ظهر


خاطراتی از جنس کوچری
قسمت نهم    
درآمدهای اهالی کوچری :
درقسمتهای قبلی گفتم درآمد اغلب اهالی از راه کشاورزی تامین می شدبطوریکه بیشتر خانوارها نیازهای روزمره خودشان را ازجمله نان.بلغور،ترخنه، گوشت،لبنیات مثل شیر،پنیر،ماست،کشک،دوغ،تخم مرغ،سرشیر،روغن،کره،ازراه کشاورزی ودامداری تامین می کردند.ومقدار اضافه بر سازمان آنرا نیز با همسایه ها عوض بدل (پایاپا) می کردند و یا بفروش می رساندند وباپول آن نیازهای دیگرشان را تامین می کردند.ولی بغیراز اینها،درآمدهای دیگری هم داشتند که عبارت بود از:
قالی بافی.
قالی بافی شغل اکثر زنان خانوارها بود. بطوریکه زنان ودختران جوان بعدازاینکه کارهای روتین خانه را تمام می کردند،بصورت مرتب می بایستی سرکار قالی بافی حاضر می شدند .ودرحین انجام  کار ،خانمهایی که بچه شیر می دادند ،عین کارمندان خانم امروزی،مرخصی می گرفتند ومی رفتند به بچه شیر می دادندوبایستی سریع برمی گشتند که از همکارشان عقب نیافتند.حالا شما قضاوت کنید خانمی که صبح زود از خواب برخیزد یک لقمه نان باعجله بخورد وابتدا کارهای داخلی خونه را انجام بدهد بعد به کار قالی بافی بپردازد وبین وقت هم با آن وضعیت تغذیه بیاید به بچه شیر بدهد  با آن وضع‌، آیا آن مادر شیری داشته که به بچه بدهد؟بنابراین بما نسل چهلیمیا وکمی هم به پنجاهیها ظلم شد .
وسایل مورد نیاز برای قالی بافی عبارت بوداز:
دارقالی.
تون(نخ).
دفتین
چوب پشت دفتین.
کرکیت.
مقراض.
تیغ مخصوص قالی بافی.
خومه دررنگهای مختلف وپو به انداز معین.
ونحوه کار قالی بافی بدین شرح بود:
هرخانوار که توانایی جسمانی برای قالی بافی را داشت به مغازه ای که درگلپایگان بکار خریدوفروش قالی ورنگرزی اختصاص داشت مراجعه می کرد ونسبت به تهیه مقدارمشخصی خومه از رنگهای مختلف ،می نمود.وبا قالی فروش توافق می کردند که در مدت معین، کار بافت فرش را انجام،وبه موقع تحویل بدهد.البته اینکار ابتدا توسط یک معرف صورت می پذیرفت بعد که قالی باف، به تعهد خودش درآن زمان مقرر ،عمل می کرد وقالی راتحویل می داد ،ازآن به بعد سابقه ای برای خودش کسب می کرد ونیاز به معرف نداشت.واز آن به بعد خودش مستقیما به قالی فروش مراجعه می کرد وبرای فرش مورد نظرش خومه به اندازه مشخص دریافت می کرد البته درحین انجام کار اگربا کسری خومه مواجه می شد ،مجدد به قالی فروش مراجعه می کرد وکسری خومه را دریافت می کرد.
بعدکه خومه را به اندازه آن قالی که می خواستند ببافند ،تحویل می گرفتند به فراخور آن قالی، باید دارقالی تهیه می  کردند که این دار بایستی توسط خانمهای خبره دراین کار زده می شد.وبعد نخ (تون )بندی آن صورت می پذیرفت ویک دفتین ویک چوب هم روی آن تعبیه می شد.که بعداز نخ بندی،کار قالی بافی شروع می شد.ابتدا چند بار بروش گلیم بافی اول فرش را باپو یا نخ می بافتندووبعد شروع می کردند به  بافتن فرش  با خومه،بدینصورت که ابتدا یکنفر خبره طبق نقشه ای که درذهنش بود، شروع می کرد به گشت زدن ،بعداز آن نفرات دیگر داخل آن گشتها را باخومه های رنگارنگ پر می کردند.وقتی ور پر می شد بایستی  نخ پو را بین ورها  بروش خاص خودش از درون نخهای اصلی فرش عبور می دادند وبعد با کرکیت آنرا می کوبیدند تا قشنگ به ور بچسبد.بعد ور بعدی را شروع می کردند این کار بهمین صورت تا آخر ادامه داشت .ضمنا آن زمان مثل حالا نبود که فرش را طبق نقشه ببافند همه آن الگوها درذهنشان بود
ضمنا قالی باف درحین زمان توافق برای  انجام کار ،هرموقع که از لحاظ مالی مشگل داشت،به قالی فروش مراجعه می کرد ومقداری پول بعنوان علی الحساب دستمزد دریافت می کرد.ودرزمانی که کار قالی بافی تمام می شد،معمولا درروز خاتمه کار همسایه ها را دعوت می کردند یک چشن کوچکی هم برگزار می کردند.ما بچه ها،درزمانی که می خواستند نخ های قالی را با مقراض کوتاه کنند،دوست داشتیم روی قالی بنشینیم. یک لذت خاصی داشت.ترک وترک می کرد. از یک طرف بزرگترها خوشحال بودند که نتیجه مدتها کارشان را می دیدند و ما هم بشادی بزرگترها،احساس شادی می کردیم .خلاصه نخ ها بریده می شد ونخ های پشت قالی را با مقراض می زدند وقالی آماده می شد برای تحویل .روز بعد قالی را به گلپایگان می بردند وکار تسویه حساب را انجام می دادند و بقیه پول خودرا دریافت می کردندوهمان روز با آن پول نسبت به تهیه مایحتاج خوداز قبیل قند،چای،نان،لباس،اقدام می کردند.دوستان دقت کنید مایحتاج ضروری خانوارها آن زمان نان،قندوچای بود نه اینکه درحال حاضر مایحتاج های زندگی تبدیل به یخچال فریزر،تلویزیون،جاروبرقی شده است.ضمنادوستان بدانید این پولی که بابت دستمزد می گرفتند چون نتیجه دسترنج حلالشان بود اینقدر برکت داشت که به راحتی تمام نمی شد.
ضمنا تنهاکسی که درگلپایگان درامر سفارش قالی وخریدوفروش شهرت خاصی گرفته بود،حاج حسین تاجداری وپسرانش بودند که جادارد همین جا برای ایشان هم از خداوند بزرگ طلب مغفرت نماییم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What causes burning pain in Achilles tendon?
جمعه 13 مرداد 1396 03:39 بعد از ظهر
Terrific work! This is the kind of info that are supposed to be shared across the net.

Disgrace on the search engines for not positioning this put up higher!
Come on over and talk over with my web site
. Thanks =)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر