تبلیغات
کوچـــری - کوچری شناسی - بخش ششم احمدرضا ریاضت

کوچری شناسی - بخش ششم احمدرضا ریاضت

نویسنده :مجید ریاضت
تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1396-09:34 بعد از ظهر

ریاضت احمدرضا:
خاطرات کوچری
قسمت ششم
بادکشی خرمن کاه وکاه کشی
.وقتی که سوآل گندمها توسط چونکوب بصورت کاه نرم درمی آمد،تمام کاه هارا به وسط خرمن جا انتقال می دادند ودور آنر با هرچون سفت می کردندچند تاقلوه سنگ هم جلوی کاه هابه نشانه علامت می گذاشتند ومعمولا چون کاها را با باد اصفهان باد می کشیدند ،سمت شرق کاه هارا یک مقدار از شاخه درختان را می بریدندومی گذاشتند برای اینکه باد کاه هارا باخودش نبرد ،.واز اینجا به بعد باید منتظر بودند که باد بوزد واصولا از ابتدای کاها شروع  به بادکشیدن می کردند .این کار به جهت اینکه حتما باید باد تندوپیوسته ای می وزید ،ممکن بود یک هفته تا ده روز طول بکشد واین مدت همیشه چای وبساط پذیرایی سرخرمن فراهم بود ووقتی باد خوب می وزید کشاورزها بهمدیگه کمک می کردند مثلا ما خودمان وقتی پدرم خدا رحمتش کند کاه ها را باد می کشید عمو علی کاشیم خدا رحمتش کندهمیشه به پدرم در بادکشیدن خرمن کمک می کرد.پدرم‌ یادم‌هست هرموقع که باد خوبی می وزید صلوات می فرستادندوضمنا شبهاهم کنار کاه ها می خوابیدند وتمام بدنشان را گرد کاه فرا می گرفت ولی مثل الان هیچکس از  گردکاه ناراحت نمی شد بطوریک آقایان هفتگی حمام می رفتند مثل حالا نبود که افراد روزی دوبار دوش می گیرند.بهرحال کار باد کشی که تمام می شد.کارخانمهای خانواده هم درمی آمدکه با پارپاج ،قلبیروسرند گندمهارا زلال می کنند .ویک شوروحالی وصف نشدنی حکمفرما بود.وعده ای بودند که زمین مال خودشان نبودبایستی گندمهای زلال شده را با پیمانه (بادیه )به نسبت مساوی بین ارباب وخودشان تقسیم می کردند.ولی اگر صاحب زمین درکشت وکار آن گندم  هم شرکت داشت نحوه تقسیم فرق می کردوبا آن پیمانه( بادیه) یک پیمانه برای خودشان و دوپیمانه برای ارباب درنظر می گرفتند ونهایتا گندمهای پیموده شده را داخل تاچه می کردند وآن قسمتی از گندمها که از قلبیر عبورنکرده بود کنارمی ریختند که تحت عنوان کرچلی نام داشت ویک شب دیگر صاحب خرمن، چندتا چوب مخصوص برای کوبیدن کرچلی فراهم می کرد وجوانهارا دعوت می کرد به صرف کرچلی کوبیدن. که اینکار تاپاسی از شب ادامه داشت البته کرچلی کوبیدن بهانه بود .هدف تشکیل یک جمع دوستانه با هیاهو وبگوبخند وباپذیرایی چای وانگور بود بهرحال گندم این کرچلی هاهم زلال می کردند و گندمهارا باخر به خانه یا گاهی اوقات با آسیابان (مشهدی ولی اله قهاری)هماهنگ می کردند ومستقیما به آسیاب می بردند .آسیاب هم چون با آب کار می کرد،به نوبت بود گاهی اوقات باید چند روز درنوبت آسیاب می ماندند.وآسیایان هم هزینه آسیاب را ازهمان آردهای بوجود آمده برمی داشت .ومرحله آخر کاه کشی بود که اینکار را باید دسته جمعی انجام می دادند برای این کار حداقل سه نفر مورد نیاز بود که دونفر درگوآل را می گرفتند ویک نفرهم با هرچون کاهها را به داخل گوآل می زد.بعضی اوقات که نفر کم داشتند یک نفر از  پشت می ایستاد ودرب گوآل رامی گرفت وباید هر گوآلی را سه تا هرچون می زدندو وقتی گوآل را از زمین بلند می کردند مجدد بادست کاههارا بداخل گوآل فشار می دادند.درغیر اینصورت گوآل روی پالان خر شل می شد وهرکس درمسیر راه می دید می گفت این گوآل را چه کسی گرفته است؟ شل است هرچون  بهش خوب نزده است.وگوآل را بایستی سه نفری بارخر می کردند دونفر جلوی آنرا ویک نفر قوی هیکل هم عقب گوآل را می گرفتتد وسوار خر می کردند واین کار یک کار جمعی وسختی بود .به تنهایی نمی شد آنر انجام بدهند .بعد کاه را که به خانه می بردند یابایستی از درب کاه دان،  به آخر کاه دان می بردند و یا بایستی یک نفر قوی ومسلط گوآل را به دوش می گرفت واز نردبان بالا می رفت واز دریچه کاه دان آنرا داخل کاه دان خالی می کرد .وبعد بچه هارا با هرچون می فرستادند داخل کاه دان که کاههارا جابجا وسفت کنندبدون اینکه چیزی دردهانشان ببندند.واین کار کاه کشی بعضی اوقات تا دو روز طول می کشیدو تمام بدن این بندگان خدا با گرد کاه یکی می شد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Issues
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:52 قبل از ظهر
Quality articles is the key to interest the viewers to visit the web site, that's what this web
site is providing.
madelaineurso.hatenablog.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:50 بعد از ظهر
Whoa! This blog looks just like my old one! It's on a totally different
subject but it has pretty much the same layout and design. Superb choice of colors!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر