تبلیغات
کوچـــری - کوچری شناسی - بخش چهارم احمدرضا ریاضت

کوچری شناسی - بخش چهارم احمدرضا ریاضت

نویسنده :مجید ریاضت
تاریخ:چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396-08:10 بعد از ظهر

ریاضت احمدرضا:
ادامه خاطرات کوچری
قسمت چهارم
مراسم ازدواج جوانان کوچری:
خانواده عروس وداماد از چندروز مانده به روز عروسی ،بدلیل اینکه هرکدام برای خودشان مجلس جداگانه می گرفتند،اقدام به جمع آوری چوب های هیزمی کلفت وقوی  ازنوع ونو وسنجد برای زیر دیگها می کردندچون آن موقع درروستاها گاز نبود.
بهرحال چوب زیادی فراهم می کردند. .لیست مدعوین بصورت یک تکه کاغذ دست نویس به یک راوی مسلط وقابل اعتماد داده می شد که مهمانهارا دعوت کند.آن زمان کارت دعوت رنگارنگ وجود نداشت.مهمانهایی که قرار بود ازتهران وشهرهای دیگربرای عروسی تشریف بیاورند ،چندروز زودتربه کوچری تشریف می آوردند.
ابتدا مراسم حنابندان برگزار می شد بدینصورت که شب قبل عروسی خانواده داماد ،افراد درجه یک خودشان وخانواده عروس را برای این مراسم دعوت می کردند ومراسم هم زنانه و داخل حمام برگزار می شد.که خانواده داماد وقتی شامشان را صرف می کردند چندنفر از خانم های بزرگ خانواده را به خانه عروس می فرستادند وآنجا گپ وگفتی می زدند وعروس خانم را باتفاق خانواده اش به حمام می بردند وداخل حمام ، به دست وپاهایشان حنا می گذاشتند.مثل امروز نبود که فقط یک انگشت خودشان را به نشانه حنابندان رنگی می کنند بلکه  دستها کامل حنا گذاشته می شدگاهی اوقات به پاهایشان هم حنا می گذاشتندخلاصه این مراسم تا پاسی از شب با شادی ورقص از نوع کوچریی بر گزار می شد.
صبح روز عروسی اجاقهای خشتی داخل حیاط که از قبل آماده شده بود ودیگها به ردیف روی آنها گذاشته شده بود،آماده روشن کردن بودند .غذا هم معمولا چلوخورشت قیمه یا قورمه سبزی یا آبگوشت پرملات بود.معمولا خانواده داماد افراد نزدیک خودشان را برای ناهارهم دعوت می کردند ولی برای شام تمام افراد فامیل دورونزدیک وهمسایه ها را دعوت می کردند.
خانواده داماد برای عروسی مطرب هم می آوردند که این مطربها حدود ساعت 11 از گلپایگان با تاکسی به کوچری می آمدند که معمولاوقتی به نزدیکیهای کوچری می رسیدند شروع به نواختن سازودوهل می کردند .همین امر باعث شورشعفی در بچه ها می شد که ما که بچه بودیم ازاین سروصدا خوشمان می آمد وهرکجا بودیم حیوانها وگوسفندهارا رهامی کردیم وبه استقبال مطربهاکه دم قنات بود ،می آمدیم واین آقایان مطرب را تاخانه داماد همراهی می کردیم وداخل خانه هم شروع به نواختن موسیقی های شاد تا ظهر می کردند .وظهر مهمانها به صرف ناهار دعوت می شدند.بعداز ناهار کمی موسیقی ملایم می نواختند وسپس یک نمایشنامه سیاه بازی اجرا می کردند.که برای مابچه هاخیلی خنده دار بود.بعداز اجرای نمایشنامه نوبت به اصلاح وآرایش داماد می رسید که آرایشگران آن زمان یکی مشهدی سیف اله لیاقت معروف به طاووس ومشهدی اسداله قهاری معروف به گودرزی که( جا دارد همین جا یادوخاطره شان را گرامی بداریم)،بودند.بعداز آرایش داماد نوبت به آوردن جهیزیه عروس می رسید.که این کار توسط چند نفر از بزرگان خانواده داماد وعده ای از جوانهای فعال که بانواختن مطربها به خانه عروس می رفتند ودرآنجا بزرگان بعداز نیم ساعتی گپ وگفتگو وصرف چای، اجازه بردن جهیزیه از طرف خانواده عروس داده می شد.وگاهی اوقات پدرعروس هم درخواست شیرینی می کردند ویکم سخت گیری می کرد .بهرحال با وساطت بزرگان قضیه ختم بخیر می شد.ویک رسم دیگری هم بودکه افراد خانواده داماد وقتی وسایل جهیزیه را از خانه عروس به بیرون انتقال می دادند ،شیطونی هم می کردند وسایل دیگر داخل آن اطاق را که هیچ ارتباطی باجهیزیه نداشت را یواشکی دورازچشمان خانواده عروس برمی داشتند وبه نشانه یک موفقیت چشمگیر باخودبه خارج خانه می بردند وآنجا روی دستشان می گرفتند.وبه جمع برای خودنمایی نشان می دادند.بعضی اوقات هم این کار باعث یه درگیری جزیی می شد.بعد از اینکه جهیزیه را به خانه داماد انتقال می دادند،نوبت به بردن داماد به حمام می رسید که وسایل حمام داماد راهم همراه جهیزیه به خانه داماد آورده بودند.چمدان مخصوص که حاوی تمام وسایل داماد ازجمله کت وشلوار،لباس زیر،خشک کن،ووسایل آرایشی،بود.وجوانهای باشوروحال داماد را بهمراه نواختن موسیقی شاد به حمام می بردند ومطربهابعداز رساندن داماد به حمام برمی گشتند خانه و دوپینگ می کردند وآماده می شدند برای آوردن داماد از حمام به خانه.دراین فاصله داماد را داخل حمام، حسابی نظافت می کردند واین کارحدود یکساعتی طول می کشید.که بعد مطربها برمی گشتند جلوی درب حمام وشروع به نواختن موسیقی های شادمی کردند،و داماد رااز حمام گرم به حمام سرد منتقل می کردند وشروع به پوشیدن لباس های داماد می کردند .که این کار با تشریفات خاص خودش که معمولا همراه با شواش وهیاهو بود،توسط مرحوم مشهدی سیف اله لیاقت انجام می شدوبرای پوشاندن هر تیکه لباس داماد شواش می کردند.مثلا داماد که شلوارش را می پوشید دادمی زدند وهیاهو می کردند که داماد شلوارش را پوشید .داخل حمام سرد ازدحام جمعیت بود وبه ما بچه ها اجازه داخل شدن نمی دادند.گاهی اوقات از زیر دست وپاها یواشکی می آمدیم داخل وداماد را می دیدیم.کارلباس پوشیدن داماد که تمام می شد حرکت می کردند ووقتی می خواستند ازحمام خارج شوند متصدی حمام ،جلوی درب می ایستاد وشیرینی می خواستند .بعداز اینکه این کارنیز رفع ورجوع می شد داماد را همراهی می کردند با موسیقی های شاد مرتضی ساز زن ،مشهدی احمد سرور،و.....(خدا رحمتشان کند) تا درب منزل داماد.وخانه هم کمی می نواختند ومی رقصیدندضمنا آن زمان مطربها خودشان خودکفا بودند ورقاص هم با خودشان داشتند که ما بهش می گفتیم بچ رقاص ودوست داران  دامادبرای ایشان تخت هم می بستند .بعداز مدتی دیگه وقت شام فرا می رسید که معمولا سفره را همان داخل حیاط درهوای آزاد می انداختند .شام که صرف می شد مجدد مطربها شروع به نواختن کمانچه وتمبک وگاهی مشهدی احمد خدا بیامرز تار قشنگی می زد که واقعا تارزدن ایشان زبانزد کوچریها بود بعداز آن مجددا مطربها یک نمایش سیاه بازی اجرا درمی آوردند
و همه حاضرین را می خنداندند.بعدازآن بزرگان خانواده داماد  وبقیه مدعوین اعم از زن ومرد ،دختروپسر راهی خانه عروس خانم می شدند که عروس را بیاورند وآخرین مرحله عروسی همین آوردن عروس خانم با موسیقی های سازودویل وکمانچه وتمبک وبا پای پیاده بود.که خانواده داماد بعداز اینکه واردخانه عروس می شدند یک پذیرایی مختصری می شدند واجاز بردن عروس را می گرفتند وحرکت می کردند ودربین راه داماد رانیز می آوردند تا دست عروس خانم را بگیرد و راهی منزل داماد شود.وتاساعت 12شب طول می کشید که عروس خانم به خانه می رسید ..دراینجا تقریباعروسی به پایان می رسید.مهمانها خداحافظی می گرفتند و عروس وداماد نیز به اطاق مخصوص راهنمایی می شدند.و دو سه نفر به عنوان ساقدوش شب را منزل داماد می ماندند ودیگه مراسم تمام می شد تا فرداصبح که خانواده عروس خانم طبق سنت قبلی صبحانه چرب ونرم از قبیل نان تازه پنیر،کره،برشتوک،سرشیر و...برای داماد می آوردند .و اینجا هم مراسم تمام می شد تا بعدازظهر که مراسم پاتختی شروع می شد که دراین مراسم نیز خانواده های عروس وداماد هرکدام با توجه به توانایی خودشان هدیه ای را به رسم یادبود به عروس وداماد هدیه می کردند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What causes painful Achilles tendon?
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:12 قبل از ظهر
I'm truly enjoying the design and layout of your website.

It's a very easy on the eyes which makes it much
more pleasant for me to come here and visit more often. Did you hire out a designer to create your theme?

Fantastic work!
Can Pilates make you look taller?
شنبه 14 مرداد 1396 05:40 قبل از ظهر
Wow, this piece of writing is pleasant, my sister is analyzing these kinds of things, so I am
going to inform her.
luxuriantflat2164.jimdo.com
یکشنبه 18 تیر 1396 02:26 بعد از ظهر
Thanks for any other informative website. Where else could I get that type of information written in such
a perfect way? I have a venture that I'm just now working on, and I've been at the glance out
for such information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر