تبلیغات
کوچـــری - کوچری شناسی - بخش دوم احمدرضا ریاضت

کوچری شناسی - بخش دوم احمدرضا ریاضت

نویسنده :مجید ریاضت
تاریخ:شنبه 16 اردیبهشت 1396-09:08 بعد از ظهر

ریاضت احمدرضا:
ادامه کوچری شناسی
قسمت دوم
انگورهای کوچری بسیار خوش طعم ومتنوع بودندکه اهالی کوچری مقداری از آن را  می چیدند وبالیل انگور درزمان قدیمتر با خربه گلپایگان انتقال می دادند ومی فروختند که با اینکار قسمتی از هزینه های خودرا جبران می کردند.معمولا همان روز خرید خوبی داشتند از جمله نون بازاری که چقد خوش مزه بود یادش بخیر.بهرحال قسمتی از انگور را می فروختند وقسمتی از آن را دراطاقی مخصوص بصورت انگوربند می بستند تا خشک وبه کشمش تبدیل شود وبعد قسمتی ازکشمش آنرا نیز می فروختند.که ازاین طریق نیز امرار معاش می کردند.
استفاده از باغها  یک لذت خاصی برای اهالی داشت حتی کوچریهای مقیم تهران مرخصیهای خودرا به نیمه دوم شهریور موکول می کردند که از این رفت وآمد در باغها لذت ببرند.
کارانگورچینی تقریبا از اول تیرماه با رسیدن پیشرس ها شروع می شد وتا آخر شهریور به اوج خودش می رسید .بطوریکه درنیمه دوم شهریور هرروز عصر خانمها ودختر خانمها با سطل وسبد پیاده به باغ می رفتندوبا سروصداوصحبت وخنده وهیاهوهمراه بودوتاساعت 20 طول می کشید وآخر وقت، مردها وآقاپسرهای بیچاره خوب بود از از کار یونجه چینی وکارهای دیگر دست بکشند وبیایند با خر انگورها را به خانه ببرند.وشبها ، جوانها  بخاطر جلوگیری از ورود حیواناتی مثل گراز وشغال وآسیب رساندن به انگورها،به باغ می رفتندوشب ،درباغ روی کرسی می خوابیدندوصبحها هواهم سربود انگورها هم سرد شده بودکه خوردن انگوردر آن زمان می چسبیدبنابراین  مقداری انگور همان صبح زود می خوردند .گاهی اوقات،چون‌ هواسرد بود    آتش هم بپا می کردند وبعد به منزل می رفتند خلاصه انگور کشمش وعسگری کوچری بسیار زبانزد گلپایگانیها بود.
درختان انگوررا باید اول بهار کود می دادند.وخاک اطراف آنهارا زیرورو می کردند(کارباغ)وبه آنها کود حیوانی می دادندوآخر اردیبهشت آنهارا هرس می کردندوهر 8تا 16 روز یکبار به آنها آب می دادند.وهر سال اواخر پاییز که هوا سرد می شد آنهارا خاک می کردندیعنی شاخه های درخت مورا جمع می کردند وروی آنرا خاک می ریختند تا سرمای زمستان آنهارا خشک نکند وبعد اواخر اسفند ماه خاک روی آنها را کنار می زدند تا موها شروع به فعالیت کنند.
بهرحال علیرغم زحمت زیاد ولی کار خوبی بود.
ضمنا پدر من وحاج مرتضی سامی و آقایان سید علی نصیری وسید حس نصیری (دایی مادرم) خدا رحمتشان کند در حرص کردن درختان مو تبحر خاصی داشتتد.که ازموبرهای بزرگ روستا بودند.یادم هست پدرم همیشه با نام خدا وصلوات کار موبری را شروع می کردند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://afraidfaithless18.snack.ws/
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:20 قبل از ظهر
I have been browsing on-line more than 3 hours
today, yet I never found any interesting article like yours.
It's pretty worth sufficient for me. In my opinion, if all webmasters and bloggers made excellent content as you probably did, the
net will be much more useful than ever before.
How do you get taller?
شنبه 14 مرداد 1396 08:23 بعد از ظهر
I'm not sure exactly why but this blog is loading incredibly slow for
me. Is anyone else having this issue or is it a problem on my end?
I'll check back later on and see if the problem still exists.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر