تبلیغات
کوچـــری - ابراهیم ادهم

ابراهیم ادهم


ابواسحاق ابراهیم بن ادهم بن منصور زید بن جابر بلخی از عرفا و زهّاد نیمه اول قرن دوم هجری از طبقه اول صفویه به شمار می آید.
تولد او را حدود سال 100 هجری روایت کرده‌اند. وی از امیر زادگان بلخ بود که متحول شده و قدم به دایره سیر و سلوک نهاده بود. مورخین او را از اهالی قبیله بنی عجل در قبیله بنی تمیم می‌دانند و نسب او از این جهت مهم است که این طایفه در التزام به تشیع مشهور بود و به همین دلیل اکثر مورخان ابراهیم ادهم را شیعه می دانند.
وی پس از ترک سلطنت ظاهری، رو به صحرا نهاد. به گفته عطار نیشابوری، پس از ترک بلخ به نیشابور رفت و مدت 9 سال در غاری به عبادت و ریاضت پرداخت، سپس به مکه رفت و مجاورت خانه خدا را برگزید، آن‌گاه به شام رفت.
در برخی از منابع تاریخی آمده است که ابراهیم ادهم در مکه به خدمت امام زین العابدین و امام محمد باقر علیه السلام رسید و از برکات آنان بهره مند شد. بنا بر روایاتی، هنگامی که امام صادق علیه السلام از کوفه عازم مدینه بود، ابراهیم نیز همراه جمعی از علما به مشایعت امام رفت.
اغلب مورخان تاریخ وفات او را سال 160 یا 161 قمری و قبرش را در بغداد یا شام می‌دانند.

شش توصیه ابراهیم ادهم ( رح )

نقل است که ابراهیم ادهم نشسته بود. مردی بیامد و گفت: ای شیخ، من بر خود بسی ظلم کرده ام مرا سخنی بگوی تا آن را امام خود سازم. ابراهیم گفت: اگر از من شش خصلت قبول کنی، بعد از آن هیچ تو را زیان ندارد.

اول: آن است که چون معصیت خواهی کرد،‌ روزی او مخور. او گفت: هر چه در عالم است رزق اوست‌ من از کجا خورم؟ ابراهیم گفت: نیکو بود که رزق او خوری و در وی عاصی باشی؟

دوم: آنکه چون معصیت خواهی کرد، از ملک خدای تعالی بیرون شو. گفت: این سخن دشوارتر است چون مشرق و مغرب بلاد الله است، ‌من کجا روم؟ ابراهیم گفت: نیکو بود که ساکن ملک او باشی و در وی عاصی باشی؟

سوم: آنکه چون معصیت کنی، جایی کن که خدای تعالی ترا نبیند. مرد گفت: این چگونه باشد؟ که او عالم الاسرار است. ابراهیم گفت: نیکو بود که رزق او خوری و ساکن بلاد او باشی و از او شرم نداری و در نظر او معصیت کنی؟

چهارم: آن است که چون ملک الموت به قبض جان تو آید، بگو که مهلتم ده تا توبه کنم. گفت: او از من این قبول نکند. گفت: پس چون قادر نیستی که ملک الموت را یک دم از خود دور کنی، تواند بود که پیش از آنکه بیاید، توبه کنی.

پنجم: چون منکر و نکیر بر تو آیند، ‌هر دو را از خود دفع کنی. گفت: هرگز نتوانم. گفت: پس جواب ایشان را اکنون آماده کن.

ششم: آن است که فردای قیامت که فرمان آید که گناهکاران را به دوزخ برند، تو مرو. گفت: امکان باشد که من با فرشتگان برآیم؟ پس گفت تمام است این چه گفتی. و در حال توبه کرد. در توبه شش سال بود تا از دنیا رحلت کرد.